در عمق چشم هایت محبت را دیدم
در میان دست هایم دست های گرمت را حس کردم
تو در وجودم رخنه کرده بودی و به قلبم گرمی دادی
آرامش را به من هدیه کردی و این هدیه بزرگ ترین هدیه ی زندگی من بود
من به بودنت محتاجم من به دست هایت محتاجم
وبلاگم یک ساله شدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
غم ها را دور ریختم و شادی را جایگزین کردم ، اشک هایم را خشک کردم و بر لبانم نهال خنده را کاشتم پنجره ی اتاقم را باز کردم تاریکی را بیرون انداختم و نور را دعوت کردم ، من توانستم ، من چه خوش بختم....
سکوت .... ممنوع
غم .... خداحافظ
زندگی دوباره .... سلام
یکی یکی شمردم تا به تو رسیدم ، تو به دلم نشستی لبخندت آرامش رو به من داد ، دست هات گرمی رو به تنم بخشید و چشم هات بزرگی رو، چه زیبا ست در کنارت قدم زدن ، چه زیباست با تو حرف زدن ، چه زیباست به تو نگاه کردن...
به نبودنت عادت کردم . من هر ثانیه هر لحظه به زندگی دوباره می اندیشم من به خود به آینده می اندیشم ...
از سه شنبه وبلاگم راه می افته هورررررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
سلام سلام سلام من اومدم دوباره هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
سلام بچه ها من نمیام یه مدت. وبلاگم که خرابه انشاالله وقتی برگشتم درست میکنم بای بای دوستون دارم
وبلاگم دچاره یه مشکلی شده انشاالله درست میشه